توضیح و روشن سازی سوتفاهم در خصوص انتشار خاطرات معلمی ما در روزنامه زاگرس

با سلام به همه ­ی همکاران عزیزم

احتراما در پی انتشار خاطره­ و شرح حالی از این جانب در سال گذشته، که بدون اطلاع قبلی در روزنامه زاگرس به چاپ رسید و موجبات ناراحتی و سوتفاهم ها و برداشت های نادرست در منطقه دهدز را موجب شده است، متن زیر  به منظور رفع ابهام و روشن سازی در این زمینه نگاشته شده است.

( آدرس متن چاپ شده همراه با تصاویرhttp://abozarchaman.persianblog.ir/post/120/)

در شروع متن شرایط و سختی مسیر دبستان بسیار کوتاه و جزئی ذکر شده است. نه از کفش های در گل ولای گیر کرده گفته شده نه از سرمای صبح های زمستانی و نه از مسیر 1000کیلومتری که هر هفته و هر روز پیموده می­شد تا به منطقه و مدرسه بیایم، نه از تصادف های بین راهم سخنی گفته ام و نه از ................ بگذریم چرا بیهوده بگویم... کفش هایم اندازه ات نیست تا بپوشی و راه بروی و احساس کنی...... اما برای من سختی آسان است وقتی عشق به کودکان ایران در سراسر وجودم زبانه می­کشد.......

در سراسر متن ها و نوشته هایم احترام و ارزش برای همکاران و دانش آموزان و مردم خوب منطقه قائل بوده ام. در این زمینه از کسانی که با آنها کار کرده­ام و از من شناخت دارند و یا مطالبی که در وبلاگ ام نوشتم می توانید اطلاعات بدست آورید. اما توصیف طنز گونه­ ی مدرسه به درستی صورت گرفت و شرایط این خانه­ ی اجاره ای را بر طبق واقعیت نوشتم. لازم است یادآوری کنم تنها مکان ممکن در روستا همین بود و آموزش و پرورش گزینه ی دیگری در اختیار نداشت. اگر توصیف واقعیت و شرایط مدرسه روح شما را آزار داد شرمندگی و عذر خواهی اینجانب را پذیرا باشید. شاید خانه ی شما مجلل باشد یا دوست دارید فقر را پنهان کنید اما من به عنوان یک روستایی که با چنین شرایط و موقعیت هایی بزرگ شده ام و آنرا ساده توصیف کرده ام.... بنابراین پیداست هدفم تمسخر قسمتی از منطقه یا چیز دیگری نبوده و هرگونه برداشت بد در این زمینه را نمی بخشم.

در قسمتی از متن از عنوان شده من از بعضی از مسؤولین مدرسه ناراضی هستم. اولا که این یک حق طبیعی است و تعارض در همه ی سازمانها و امور وجود دارد و رضایت 100 در صد نیست. انتقاد از مسؤولین هم را به شخصه قبول دارم و خودم بسیار انتقاد پذیرم. اما لازم است یاد آوری کنم که در سال تحصیلی 92-93 مسؤولین و کارکنان اداره آموزش و پرورش با اینجانب همکاری بسیار عالی داشتند و موجبات ادامه تحصیل مرا فراهم کرده اند. در همه حال به بنده کمک کرده اند و مشکلات مدرسه و خودم را نیز حل کرده اند.

در قسمت بعدی متن که بیشترین سوتفاهم ها را در بر دارد. من با زبان تند از تعدادی از مسؤولین مجتمع خودم انتقاد می کنم. ابتدا از کسانی که منظور بنده با آنها بود صمیمانه معذرت می خواهم. اما با صداقت میگویم اینگونه اعتراض ها در شروع سال تحصیلی صورت گرفت و در نیمه دوم آبان پایان یافت و پس از آن شرایط بسیار بهتر شد و جو دوستانه شد و در ادامه هم یادم رفت این نوشته را تغییر بدهم یا حذف کنم. اما در کل  به نظر بنده که در رشته ی مدیریت به صورت تخصصی فعالیت می کنم انجام بعضی از امور و ارزشیابی ها بی فایده و بیهوده است. باید با اصل آموزش و پرورش برگردیم. هدف از پایه ریزی آموزش و پرورش، یادگیری و آموزش دانش آموزان بوده است و همه مسؤولین باید در این زمینه به معلم کمک کنند و در خدمت وی باشند. نه اینکه از آموزش جلوگیری کنند و شرایط و جو بدی را برای تدریس فراهم کنند. بی شک نبود آنها بسیار بهتر است. تشبیه آنها به آنچه که در متن بوده است کاری اشتباه بود و هدف تصحیح امور و شرایط در آن لحظه از زمان بود. منظورم از داد و سوت و صدا در آوردن انجام امور بیهوده و اهمیت دادن به بروکراسی بوجود آمده در آموزش بود و گرنه بی شک آنها لایق بهترین ها هستند و از خیلی های دیگر بهتر هستند. پیداست هرگونه برداشت و سوتفاهم منفی در این زمینه کار نادرستی است. عناوینی از جمله توهین و ناسپاسی، زیبنده اینجانب که با تمام توان در خدمت منطقه بوده ام و وظیفه و رسالت ام را به درستی انجام داده ام نیست. متن ها و نوشته هایم در این وبلاگ دوستانه بوده و هر نوع متن و نوشته ای باید در جای و بافت و زمینه ی خودش بررسی شود. نباید این متن را فقط در روزنامه خواند و از آن تفسیر به رای کرد. شرایط این وبلاگ و نوشته که با تصاویر همراه بود چیز دیگری بود و آن معنا و مفهوم که چاپ شد از ان برداشت نمی شود. بی شک شایعه پراکنی های صورت گرفته و برچسب گزاری ها عواقب اخروی دارند.  باید متن ها را به صورت کلی خواند و شرایط و مشکلات یک معلم را درک کرد. نه اینکه تنها گوشه ای از متن را که یک معلم زیر آن همه فشار رفت و آمد و مشکلات مدرسه و درک نکردن تعدادی همکار در یک برهه­ ی زمانی نوشته بهانه ای کرد برای از بین بردن یک انسان..........

اما  عجیب است.... من که در دفاع از کودکان و انسانهای بیگناه غرق شده در کارون دهدز در روزنامه های کشور مطلب نوشته و چاپ کرده ام، مطالبی که شاید کمتر کسی به خود جرات و شجاعت می داد اینگونه بنویسد، هیچگاه تشکری نشنیده­ام و انتظاری هم ندارم و نداشتم، اما در پی انتشار خاطره ای طنز گونه و مربوط به سال گذشته زیر آن همه فشار و سختی در روزنامه ای که بدون اطلاع و مجوز اقدام به چاپش کرد حرف ها شنیده ام. چرا بعضی از معلمان آن را توهین به خود دانسته اند؟؟ چرا از مطالب وبلاگم همین را نشانه کردی؟ چرا در سرزمینم معلم بومی و غیر بومی می­شنوم؟ معلم عزیز، آیا من ادامه دهنده­ ی نسل معلمین شما از چند دهه قبل نیستم؟ خدایی هست؛ نیست؟؟

در پایان اگر ناخواسته حرف و عقیده و جمله ای گفتم که موجبات ناراحتی عده ای شده صمیمانه عذر می خواهم... مطلب چاپ شده در روزنامه را تا اتمام رفع شبهه در وبلاگم حذف نخواهم کرد. به زودی از طریق همان روزنامه از کلیه ­ی همکارانم در مجتمع عذر خواهی خواهم کرد.

با تشکر ضرغام فرامرزی.......

 

/ 4 نظر / 41 بازدید
خريد شارژ

سلام خريد شارژ ايرانسل خريد شارژ همراه اول خريد شارژ رايتل و تاليا با روش هاي جديد و سريع به سايت ما سر بزنيد و با خريد شارژ در قرعه کشي روزانه شارژ شرکت کنيد *789*780# www.usharj.com

نمايشگاه هاست hostexhibition.com

با سلام به شما دوست عزيز از سايت من ديدن کنيد براي شما يک پيشنهاد خوب دارم تبديل و بلاگ شما به سايت دائمي هاستينگ رايگان هديه ما به شما با من در تماس باشين يا هو اي دي host_iran با تشکر[گل]

سوالات کنکور 93

در سايت ما مي توانيد سوالات کنکور همه سالهاي، تمامي مقاطع ( دکتري ، کارشناسي ارشد ، سراسري ، کارداني به کارشناسي و کارداني )، در تمامي رشته ها را به همراه پاسخنامه ( جواب ) به صورت رايگان دانلود نماييد خوشحال ميشم به ما سر بزنيد http://www.kandoocn.com/index.php?newsid=20752

mosavi

سلام آقا ضرغام نگران نباشین . ان شاالله که سو تفاهم برطرف میشه [لبخند][لبخند][لبخند]